چیزهایی که آرزو داشتم در 20 سالگی می دانستم؛ نصایحی برای افزایش خلاقیت [بخش اول]
تصور کنید که زمان به عقب برگشته و شما می خواهید به خودِ 20 ساله تان نصیحت کنید که چگونه روی فرآیند خلاقیت تان سرمایه گذاری کند، تا بتواند ایده های جدید داده و کارهای جالبی تولید ...
تصور کنید که زمان به عقب برگشته و شما می خواهید به خودِ 20 ساله تان نصیحت کنید که چگونه روی فرآیند خلاقیت تان سرمایه گذاری کند، تا بتواند ایده های جدید داده و کارهای جالبی تولید کند.
نصیحت های شما به خودتان چه هستند؟
آقای کوان لی در وب سایت open.bufferapp توضیح می دهد:
"من اخیرا در این مورد زیاد فکر کرده ام. می خواستم بدانم از 20 سالگی تا حالا که 30 ساله شده ام، چه قدر تغییر داشته ام. مسئله ای که هست، خلاقیت روز به روز در کار و زندگی ام مهم تر شده است. شاید خیلی از 20 ساله ها بخواهند درس هایی که من در این راه آموختم (و هنوز هم در حال یادگیری شان هستم) را بدانند."
در ادامه «کوان لی» نصیحت هایی را برای نسخه 20 ساله خودش عنوان خواهد کرد. کارهایی که او باید در 20 سالگی انجام می داد تا خلاقیت را در خودش پرورش داده و از مزایای آن در 30 سالگی استفاده کند. این نوشته در دو بخش برای شما آماده خواهد شد، و آنچه در ادامه آمده است بخش نخست آن می باشد. با دیجیاتو همراه باشید.
1- اول از همه بدانید که شما به اندازه همه انسان ها خلاق هستید
گاهی می شنویم که مردم می گویند: "من اصلا خلاق نیستم." من این جمله را باور نمی کنم. شما خلاق، دارای قوه ابتکار، مدبر و فوق العاده هستید. خلاقیت حتما نباید در مرزهای هنر و ادبیات محصور شود. خلاقیت شما می تواند در بسیاری از راه های گوناگون دیگر هم نمود پیدا کند؛ پدر یا مادر بودن، روابط، حل مسائل، ایده ها، صفحه شبکه های اجتماعی تان، یا حتی آشپزی، چیدن کمد لباس و بند کفش.
به یاد داشته باشید هر کسی ظرفیت هایی برای خلاقیت دارد.
2-هرگز ارزش یک خروجی خلاقانه را دست کم نگیرید.
آیا کاری که انجام می دهید، نیاز های شما برای ابراز خلاقیت تان را پاسخ می دهد؟ فصل هایی در زندگی هستند که شغل شما این امکان را ندارد. در این دوره های زندگی، استفاده از خلاقیت تان در یک خروجی دیگر به شکل غیر قابل تصوری مفید واقع می شود و می توانید به آن تکیه کنید و پیش بروید.
یکی از شغل هایم برای پرداخت صورت حساب ها بود و دیگری برای تغذیه حس خلاقیت و شادی ام که از آن لذت می بردم.
از روی تجربه، می توانم بگویم که انجام این کار بسیار ضروری است. 6 سال بود که من در مورد تغذیه و سلامتی مطلب می نوشتم؛ مباحثی جدی در مورد چربی های خوب و کلون ها. از طرف دیگر، شروع کردم به نوشتن داستان های بامزه خلاقانه در مورد ورزش و مسابقات قهرمانی. همه زندگی ام نوشتن شده بود. اما یکی برای پرداخت صورت حساب ها بود و دیگری برای تغذیه حس خلاقیت و شادی ام که از آن لذت می بردم.
پژوهش های روان شناختی نیز این نوع فعالیت های خلاقانه را تایید می کنند. در مطالعه ای در شهر سانفرانسیسکو، خلاقیت کارکنان را با پروژه های جانبی، یا سرگرمی های خلاقانه ای که داشتند اندازه گیری کردند. آن هایی که کار های جانبی و سرگرمی های خلاقانه داشتند، عملکردشان در شغل اصلی هم مفید تر، یاری رسان تر و خلاق تر بود.
بهتر از همه اینکه پروژه های جانبی باید دنیایی متفاوت با هر چیزی باشد که در کار اصلی تجربه می کنید. این پروژه ها کم خطر، کم فشار، و چیزی است که عاشق انجام دادنش هستید.
3- برای خلاقیت وقت بگذارید. هر روز، همان ساعت.
سامرست موام
من تنها زمانی می نویسم که ایده هایم غوغا می کنند. خوشبختانه این اتفاق هر روز راس ساعت 9 صبح می افتد.
اگر می خواهید خلاق تر باشید، ایده های بیشتری به ذهنتان برسد، و فرآیند خلاقیت کارا تری داشته باشید، برای آن برنامه ریزی کنید.
ساعت خلاقیت را داخل تقویم تان علامت گذاری کنید.
و هر روز پایبند آن باشید.
شاید اشتیاق "شراره های صاعقه مانند ایده ها و الهاماتی" که به طور تصادفی زبانه می کشند این احساس را القا کنند که این لحظات تصادفی پیش می آیند و شما آن ها را داخل یک بطری گیر می اندازید و خودتان را برای لحظه ای که لازمشان دارید، آماده نگه می دارید. این ها همگی خوب هستند. ولی یادتان باشد نشستن و منتظر ماندن برای زبانه کشیدن این صاعقه ها، ممکن است باعث شود که هرگز با خلاقیت روبرو نشوید.
به جای این کار می توانید فعالیت مغزی تان را با نگه داشتن یک برنامه منظم و مداوم افزایش دهید. این برنامه روزانه مدارهای عصبی تان را تقویت می کند. هرچه بیشتر به این برنامه روزانه پایبند باشید، این ارتباطات قوی تر خواهند شد.
در قسمت بعدی این مطلب نیز با ما همراه باشید، تا نکات جالب تری در مورد راه های افزایش خلاقیت از بیست سالگی را بیاموزیم.
قسمت دوم این مقاله: چیزهایی که آرزو داشتم در ۲۰ سالگی می دانستم؛ نصایحی برای افزایش خلاقیت [بخش دوم و آخر]
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.

کاش همه چیزتغییرمیکرد..
سلام من امسال بیست ساله شدم ومن از افغانستان هستم
تشکر از همه معلومات مفید تان خیلی خیالی عالی بود
آقا من بی دلیل فقط میخوام یچی بگم از شما تشکر میکنم ک عکس پروفایلا رو بگند نمیکشید من یبار تو آپارات با همین عکس پروفایل اومدم بن شدم با تشکر فراوان ک موجبات آزادی این نسل سوخته را در فضای نت فراهم میکنید.
من که 28 سالمه بخوام 20 ساله ها رو نصیحت کنم میگم: در آغاز مهمترین دهه زندگی تون هستین پس قدر هر روز تون رو بدونین و هدفهای چند ساله و چند ماهه تعریف کنین، مثلا اینکه میخواین در سی سالگی چی باشین؟ و اون رو به اهداف جزیی تر تقسیم کنین. اگه نمیدونین میخواین چه راهی رو برین، کاری رو انجام بدین که میدونین در انجام اش علاقه و مهارت دارین، محکم پاش وایستین و همه سعی تون رو برای رسیدن به اهداف بکار ببرین. با افراد هدفمند معاشرت کنید، دوستی با افراد بی هدف و سرگردان شما رو از راه تون دور میکنه. وقت و روحیه تون رو با افکار منفی مثل اینکه "اینجا فقط باید پارتی داشت" یا "ما نسل سوخته ایم" و ... تلف نکنین! این افکار شما رو فلج میکنه و راکد میمونین.
خیلی از دوستان خودم در شهرستان های محروم به دنیا اومدن اما الان در بهترین دانشگاه های آمریکا و اروپا تحصیل میکنن، پس خیلی چیزها به خودتون بستگی داره..
پست های خانم تهرانی مثل پستای خانم اصلانی تو زومیته عالی ...
عالی عالی عالی
ولی بازم تخصصی تر اینا بحث بشه بهتره
اینجا خیل کلی گویی کرده
من عاشق این مطلبهاتونم!
خیلی مفیده مخصوصا این که اکثر کاربرا جوونن.
اگر برگردم به گذشته فقط بيشتر لذت ميبرم
پس حالا را بچسبم كه آينده نيومده
هميشه تو مسير كاري باش كه بيشتر لذت ميبري
متاسفانه بعضيها از جمله خود من در ١٨ سالگي ! فكر ميكرديم براي ساختن آينده حتما بايد حال حاضر نابود بشه در حالي كه به من عكسش ثابت شده! در ٢٨ سالگي !! همش هم تقصير نوع تفكر خونوادم بودش !
اونقدر به فكر آينده بودم كه از حال حاضر قافل شدم
عالی بود خانم تهرانی
همیشه دلم میخواست اطرافیانمو بهتر بشناسم اما از 15 سالگی نه 20 سالگی الان حسابشو میکنم همش 2 سال از 20 سالگیم گذشته اما ما جوونای نسل سوخته هستیم نسل محمود ، نسلی که به هیچ چیز نرسید ، نسلی که پراید 7 میلیونی براش شد 21 میلیون نسل روزای سخت ، نسلی که هم از دزد مترسه و هم از دشمن نسل خیلی چیزای دیگه
-------------------------------------------------------
bye bye my little NOKIA
دیجی جون تو رو خدا یه بررسی بذار دیگه دلمون پوسید آخرین بررسی که گذاشتی 2 شهریور بود......
.....ممنون از خانم تهرانی،خانم تهرانی و گلزاده مطلب های روانشناسی زیادی می زارن ما ممنونیم از هر دو شون D:
«نسلی که هم از دزد مترسه و هم از دشمن» خوب خداییش هر دوتاشون ترس دارن دیگه :D
احتمالا منظورتون «هم از دزد می ترسه هم از پلیس » بود. ;)
خلاقیت چیز پیچیده ای نیست. فقط نوع نگاهه. خلاقیت یعنی به چالش کشیدن دنیای اطراف. اینکه هیچ چیزی را قبول نکنیم.
دنیای اطراف ما به یاد می ده چطور فکر کنیم. مثلا وقتی اولین بشقاب گرد را دیدیم، این فکر یا الگو در ذهنمون شکل می گیره که «بشقاب ها گردند». خلاقیت هنر شکستن این الگوها و نگاه کردن خالص به پدیده هاست. خلاقیت فقط در دنیای تکنولوژی نیست. بلکه در همه چیز از ساده ترین افکار و اعتقادات می تونه وجود داشته باشه یا نداشته باشه.
از طرف دیگر همونطور که «خلاقیت» از کلمه خلق می یاد مرحله دوم خلق کردن تفاوت هاست با توجه به نیازها و شرایط. در این مرحله هست که افراد خلاق دنیا را تغییر می دهند.
خب بنده خدا داره خودش سانسور میکنه :))) دیگه چرا لو میدی :))
خب خوبه که من هنوز 20 سالم نشده...