زندگینامه لئوناردو داوینچی؛ از نقاشی تا اختراعات عجیب رنسانس
لئوناردو داوینچی نهفقط هنرمند، بلکه انسانی نابغه بود که تحقق ایدههایش به قرنها زمان احتیاج داشت.

قرنهای 15 و 16 میلادی که به دوران رنسانس معروف است، با پیشرفتهای هنری، تکنولوژیکی و اجتماعی بزرگی همراه بود. در این دوران، انسانی به دنیا آمد که میتوانست در ذهن خلاق خود دنیایی را تجسم کند که فناوری آن را دگرگون کرده است. لئوناردو داوینچی نامی که بسیاری از مردم را به یاد شاهکارهایی مثل شام آخر و مونالیزا میاندازد و تصویر هنرمند را برای آنها تداعی میکند.
این تصویر کاملی از او نیست؛ زیرا نبوغ طبیعی لئوناردو داوینچی دربرگیرنده رشتههای علمی زیادی بود. او از بزرگترین نوابغ تمام تاریخ بشر است و به مرد رنسانس شهرت دارد؛ کسی که میخواست با ایدههای خود دنیایی شگفتانگیز بسازد. داوینچی اختراعات نوآورانه و عجیب بسیار زیادی دارد. ماشینهای پرنده زیادی طراحی کرد که بعدها افرادی دیگر چند نمونه از آنها را عملی کردند. اولین کسی بود که تصویر جنین انسان را کشید و درباره کار بدن انسان دست به اکتشافاتی زد که تا قرن بیستم کسی به آنها پی نبرد. داوینچی دفترچههای اسرارآمیزش را بهصورت آینهای و از راست به چپ مینوشت. لئوناردو میخواست ایدههایش را پنهان کند، بهخصوص از چشم کسانی که دنبال قدرت بودند و احتمال داشت از این دانش سوءاستفاده کنند.
زندگینامه لئوناردو داوینچی
«لئوناردو دی سِر پیِرو داوینچی» متولد ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ در وینچی ایتالیا است. پدر او، سِر پیِرو، دفتردار اسناد رسمی و مادرش، کاترینا، خدمتکار بود. آنها با هم ازدواج نکرده بودند و داوینچی فرزند نامشروع این زن و مرد به حساب میآمد. بعد از مدتی، مادر او که بسیار جوان بود، با مرد دیگری ازدواج کرد، خانواده جدیدی تشکیل داد و صاحب 5 فرزند قانونی شد.
داوینچی 5 سال اول زندگی خود را همراه مادرش در مزرعه زندگی میکرد. سپس پدرش سرپرستی لئوناردو را به عهده گرفت و او را به خانه خودش در شهر وینچی برد. آنجا با مادر ناتنیاش، آلبیرا، پدربزرگ، مادربزرگ و عمویش فرانچسکو زندگی میکرد. عموی او انسان طبیعتدوستی بود و نقش مهمی در سالهای ابتدایی زندگی او ایفا کرد.

اولین خاطره کودکی لئوناردو داوینچی
داوینچی در چمنهای پشت خانه پدربزرگش دراز کشیده بود و پرواز پرندهای شبیه شاهین را مشاهده میکرد که به دور قلعه دهکده میچرخید. عموی لئوناردو در کنار او روی چمن دراز کشیده بود و سعی میکرد مکانیزم پرواز شاهین را به لئوناردو توضیح دهد و بگوید چگونه از کوچکترین نسیم برای اوجگرفتن استفاده میکند اما پسر جوان که خیلی خسته بود، چشمان خود را بست و خوابید.
او درباره شاهین خواب عجیبی دید. خواب دید نوزاد است و هنوز در گهوارهاش خوابیده، مادربزرگش لوسیا گهواره او را داخل مزرعه میبرد و سپس او را ترک میکند. شاهین که در حال پرواز بود، به سمت داوینچی آمد و روی صورتش نشست. شاهین شروع به تکان داد بالهایش میکند و سعی دارد با دم عجیب و چنگالدارش، دهان پسرک را باز کند. هنگامی که دهان لئوناردو باز شد، شاهین چنیدن بار با دمش به لب و زبانش او میزند. لئوناردو ناگهان با گریه از خواب بیدار شد و دید که عمویش فرانچسکو روی چمن نشسته است. او که هنوز مطمئن نبود از خواب بیدار شده، با لکنت گفت: «عمو، آیا من درباره آن شاهین خواب میدیدم؟»
سالها بعد لئوناردو مینویسد این اولین خاطره کودکی او بود، خاطرهای که هرگز فراموش نکرده. ظاهراً این رؤیا برای او پیامی داشت و قرار بود سرنوشت داوینچی را به او بگوید. بهاینترتیب، درک قوانین ریاضی مربوط به پرواز پرندگان تبدیل به یکی از مطالعات جدی او در بزرگسالی شد.

برخی با گناه برمیخیزند و برخی به فضیلت سقوط میکنند.
ویلیام شکسپیر
تحصیلات لئوناردو داوینچی
ازآنجاییکه داوینچی کودکی نامشروع بود، از تحصیل رسمی محروم شد اما زمانی که لئوناردو کنار خانواده پدرش زندگی میکرد، آنها با او مثل یک پسر «مشروع» رفتار میکردند و مهارتهای ابتدایی مثل خواندن، نوشتن و ریاضیات را به او یاد دادند. حتی بعدها خودش تلاش کرد زبان لاتین را بیاموزد؛ زیرا برای تحقیقاتش به دانستن این زبان نیاز داشت.
شاگردی زیر نظر آندریا دل وروکیو
داوینچی 15 سال داشت که پدرش او را نزد مجسمهساز و نقاش مشهور فلورانس، «آندریا دل وروکیو» (Andrea del Verrocchio)، برد. داوینچی حدود یک دهه مهارتهای فنی گستردهای ازجمله فلزکاری، هنرهای چرم، نجاری، طراحی، نقاشی، هنرهای مکانیکی و مجسمهسازی را از او آموخت. در این مدت، استعدادهایش را نمایان کرد؛ طوری که سال 1472 انجمن نقاشان فلورانس به داوینچی بیستساله پیشنهاد عضویت داد اما او تا سال 1478 در کنار وروکیو ماند و درنهایت استادی مستقل شد.
سال 1478، پس از خداحافظی با دل وروکیو، داوینچی اولین سفارش مستقل خود را برای محراب کلیسا گرفت. 3 سال بعد، راهبان آگوستینی او را مأمور کردند برای صومعه «اسکوپتو» اثر «ستایش مغان» را نقاشی کند. اما این هنرمند جوان به میلان رفت و هرگز این 2 نقاشی را تکمیل نکرد.

شریفترین لذتها لذت دانستن است.
لئوناردو داوینچی
لئوناردو داوینچی در میلان
داوینچی زمانی وارد میلان شد که «لودویکو» (دوک میلان) با حمایت هنرمندان و دانشمندان دربار میلان را به باشکوهترین دربار اروپا تبدیل کرد. در واقع او بهخاطر موقعیتی که لودویکو اسفورزا ایجاد کرده بود، مشتاق رفتن به میلان شد و پروژههای فوقالعادهای در انتظارش بود. لئوناردو داوینچی 17 سال در میلان بود، تا سال 1499 که لودویکو سقوط کرد. شخصیت مهربان اما محتاط او برای همه دلنشین بود و احترام زیادی برایش قایل بودند. داوینچی پیوسته سرگرم نقاشی، مجسمهسازی و طراحی جشنوارههای بزرگ دربار بود. همچنین بهعنوان مشاور فنی در زمینههای معماری، استحکامات و امور نظامی، مشاوره میداد. البته بهعنوان مهندس هیدرولیک و مکانیک هم فعالیت میکرد. در کنار همه اینها، کارگاه بزرگی داشت که آنجا به شاگردان زیادی را آموزش داد.
مردم 3 دستهاند: آنهایی که میبینند، آنهایی که وقتی به ایشان نشان داده شود، میبینند و کسانی که هرگز نمیبینند.
لئوناردو داوینچی
شام آخر لئوناردو داوینچی
او یکی از مشهورترین آثار هنری تاریخ یعنی شام آخر را بین سالهای 1495 و 1498 در میلان خلق کرد.

در حالی که عیسی آخرین وعده غذایی را با شاگردانش میل کرد، گفت:
"بهراستی به شما میگویم، یکی از شما به من خیانت خواهد کرد" (انجیل یوحنا 13:21)
سپس 12 حواری عیسی با شنیدن این سخنان واکنش نشان دادند.
مجسمه اسب برنزی
لئوناردو داوینچی در میلان روی پروژه مجسمهسازی بزرگی کار میکرد که به نظر میرسد دلیل واقعی دعوت او به میلان بوده است: مجسمه سوارکاری عظیم برنزی به افتخار «فرانچسکو اسفورزا»، بنیانگذار سلسله اسفورزا. لئوناردو 12 سال (البته با وقفه) مشغول طراحی آن بود. سال 1493، به مناسبت ازدواج امپراتور ماکسیمیلیان و بیانکا ماریا اسفورزا، مجسمه سفالی اسب در معرض دید عموم قرار گرفت و مقدمات ریختهگری این مجسمه عظیم 5 متری انجام شد. اما بهدلیل خطر قریبالوقوع جنگ، از فلز مجسمه برای ساخت توپ جنگی استفاده شد و این موضوع پروژه را متوقف کرد. سقوط لودویکو در سال 1499 باعث شد لئوناردو هرگز این مجسمه را نسازد. برخی میگویند آن سفال بعد از جنگ پیدا شد.
بازگشت به فلورانس
دسامبر 1499 یا حداکثر ژانویه 1500، اندکی پس از ورود پیروزمندانه فرانسویها به میلان، لئوناردو آن شهر را همراه «لوکاس پاچیولی»، ریاضیدان، ترک کرد و به فلورانس بازگشت. وقتی به فلورانس رسید، با تحسین روبهرو شد و بهعنوان پسر بومی و مشهور مورد تجلیل قرار گرفت. همان سال، او کارشناس معماری کمیته بررسی آسیبهای وارده به شالوده و ساختار کلیسای «سن فرانچسکو» شد. به نظر میرسد لئوناردو در این دوران بیشتر بر مطالعات ریاضی تمرکز کرده بود تا نقاشی.
لئوناردو تابستان 1502 فلورانس را ترک کرد تا بهعنوان «معمار ارشد نظامی و مهندس عمومی» به خدمت «سزار بورجیا» دربیاید. بورجیا، پسر بدنام «پاپ الکساندر ششم»، فرمانده کل ارتش پاپ بود که با بیرحمیهای بسیار کوشید کنترل ایالتهای پاپ رومانیا را در دست گیرد. از خدمات لئوناردو که استفاده میکرد، در اوج قدرت خود قرار داشت و در 27 سالگی، مخوفترین فرد زمان خود بود.





اولین نقشهبرداری مدرن
لئوناردو 10 ماه در سراسر قلمروهای «کاندوتییر» سفر و آنجا را بررسی کرد. او طی فعالیت خود، برخی از نقشههای شهر و نقشههای توپوگرافی را ترسیم کرد. اینها اولین نمونههای نقشهبرداری مدرن محسوب میشود.



خلق مونالیزا
داوینچی، مشهورترین نقاشی جهان، مونالیزا را بین سالهای 1503 و 1506در فلورانس کشید. مونالیزا اکنون در موزه لوور پاریس است و بهعنوان شیئی مقدسنگهداری میشود.

لئوناردو با مهارت بالای خود زندگی را در این پرتره خارقالعاده دمیده است. انگار انسانی واقعی جلو شما نشسته است. نرمی پوست مونالیزا، بازتاب نور روی موهایش، و برق درون چشمان او، همگی با دقت نقاش به جزئیات میسر شدهاند. مونالیزا در لباس ساده و با ژست آرام خود، بهخاطر لبخندی که به لب دارد مشهور است. این لبخند را اغلب بسیار رازآلود توصیف کردهاند. فهمیدن حسوحال او از روی فقط دهان یا چشمها بسیار دشوار است. لبخندی بسیار محو روی لبان او نشسته و همزمان کمی حس شوخطبعی در چشمهایش دیده میشود.
در زمان داوینچی رسم بر این بود که پرتره زنان را بهصورت موجوداتی اسطورهای، مذهبی یا تاریخی نقاشی کنند که صفات مطلوب زنانه، مانند زیبایی یا وقار، را نمایش میدهند. این پرترهها خصوصیات زنان را اغراقآمیز نشان میدادند تا ایدهآلها درباره زنها را تحقق ببخشند؛ برای مثال، بینیها درازتر و گردنها کشیدهتر ترسیم میشدند.
مونالیزا نه شبیه ونوس (الهه رومی زیبایی، عشق و باروری) نه شبیه مدونا (یکی دیگر از الگوهای ایدهآل زنانه در آن دوران) است. لئوناردو داوینچی در این نقاشی خصوصیات واقعی و بینقص این زن را به همان شکل که بود، بدون نیاز به اصلاحات و تزیینهای ایدهآل یا حتی بدون لباس یا جواهرات پر زرقوبرق، نشان میدهد و از این لحاظ، کاملاً سنتهای نقاشی زمان خود را میشکند.
داوینچی از ترکیب هنر، علم و اپتیک استفاده کرد تا لبخندی اسرارآمیز خلق کند. جادوی لبخند مونالیزا این است که گویا به نگاه تماشاگر واکنش نشان میدهد. او لبخند مرموزی دارد و اگر دوباره به آن نگاه کنید، دیگر نمیخندد. هویت ثابتنشده او این نقاشی را به منبع جذابیتهای مداوم تبدیل کرده است. گمانهزنیها و بحثهای زیادی درباره هویت این فرد وجود دارد.
محققان و مورخان تفاسیر متعددی ارائه کردهاند، ازجمله اینکه او «لیزا دل ژوکوندو»، همسر تاجر فلورانسی «فرانچسکو دی بارتولومئو» است، به همین دلیل نام دیگر این اثر را لیزا دل ژوکوندو گذاشتهاند. حدس دیگر این بود که او ممکن است مادر لئوناردو، کاترینا، باشد. این تفسیر متعلق به زیگموند فروید است که میگوید، لبخند مرموز مونالیزا از خاطرهای ناخودآگاه بیرون میآید. سومین پیشنهاد این بود که باتوجهبه شباهت ویژگیهای تصویر و صورت هنرمند، نقاشی مونالیزا در واقع خودنگاره لئوناردو داوینچی است.


کنجکاوی و کالبد شکافی اجساد
لئوناردو وقتی در فلورانس بود، در بیمارستان «سانتا ماریا نووا» مخفیانه اجساد را کالبد شکافی میکرد. نافذترین مطالعات تشریحی داوینچی سال 1506 با تشریح مردی 100 ساله آغاز شد. کالبدشکافیها و نقاشیهای قبلی او از حیوانات، گاوها، اسبها، خرسها و پرندگان بود.
بسیاری از اولین تصاویر انسانی او از نظر آناتومیکی، درک ساختارها، عملکردها و ارتباطات بدن نادرست بود. او اولین جمجمه انسانی خود را سال 1489 به دست آورد که باعث شد طراحی کاملاً بیعیب و نقصی از آن ارائه دهد. او در این مدت حدود 30 جسد را تشریح کرد.

داوینچی نهفقط میخواست بداند که بدن چگونه کار میکند، بلکه میخواست بداند احساسات از کجا میآیند و چگونه بیان میشوند. کالبد شکافیها و ترسیمهای دقیق او از ماهیچهها، اعصاب و رگها، به او دیدگاههای تازهای میداد. داوینچی تلاش میکرد تا از مفاهیم باستانی عملکرد بدن عبور کند.
او کشف کرد شوخ طبعی در 3 بطن مغزی قرار ندارند، قلب در هسته سیستم خونرسانی بدن قرار دارد، نه کبد و اولین کسی بود که تصلب شرایین و سیروز کبدی را شرح داد. لئوناردو داوینچی از موم مذاب برای تعریف بطنهای آناتومیک مغزی استفاده کرد و مدل آئورت شیشهای (برای مطالعه جریان خون در دریچه آئورت) ساخت.
نقاشیهای رازآلود لئوناردو داوینچی
سال 2020 تصویری مخفی زیر سطح نقاشی بانوی صخرهها (اثر داوینچی) پیدا شد. محققان با استفاده از اشعه ایکس توانستند تصویر نوزادی بالدار را کشف کنند.


این اولین باری نبود که چنین تصویری در نقاشی بانوی صخرهها پیدا میشود. محققان سال 2019 طرح دیگری را در این نقاشی یافتند. اما در واقع این روشی است که نشان میدهد لئوناردو داوینچی قبل از اینکه قصد کشیدن این نقاشی را داشته باشد، چه شاهکارهای دیگری را در ذهن داشته.
ایدههای داوینچی برای پرواز
میان بسیاری از موضوعات موردمطالعه لئوناردو، امکان پرواز مکانیکی انسان جذابیت خاصی برای او داشت. او بیش از 35 هزار کلمه و 500 طرح درباره آیرودینامیک، ماشینهای پرنده و پرواز پرندگان ثبت کرده است. نوشتههای او درمورد پرواز، در بسیاری از مجموعههای دستنویس، پراکنده شده اما او در سالهای 1505-1506 یک کدکس تقریباً کامل در این زمینه از خود به جا گذاشت. هماکنون «کدکس پرواز پرندگان» در کتابخانه سلطنتی تورین ایتالیا نگهداری میشود.

او از مکانیسم بالزدن پرندگان، طرحهای دقیقی ترسیم کرده است و بیشتر طرحهای هوایی لئوناردو براساس پرواز پرندگان بود. ماشینهایی که از بالهای تکاندهنده برای تولید نیروی بالابر و نیروی محرکه استفاده میکردند.

مانع اساسی طراحیهای او آن زمان قدرت عضلانی و استقامت محدود انسان در مقایسه با پرندگان است و لئوناردو هرگز نمیتوانست بر این واقعیت اساسی (فیزیولوژی انسان) غلبه کند.

برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.