هوش مصنوعی فرا انسانی موضوعی است که در زمان صحبت از آن افراد بسیاری به وجد آمده ولی عده یی دیگر آن را پدیده یی خطرناک برای بقای نسل انسان می دانند. برخی بر این باورند تکامل کامپیوترها و دسترسی به چنین هوشی سبب خواهد شد زندگی انسان دچار جهشی شگرف شود و پاسخ بسیاری از مسائل حل نشده سرانجام معین گردد و برخی دیگر باور دارند که این هوش منجر به نابودی تولید کنندگانش یعنی نسل انسان از روی کره ی زمین می گردد.
در همین راستا در قسمت قبلی از این مطلب به بررسی نظرات نیک باستروم، از فیلسوف های حاضر در دانشگاه آکسفورد، ری کورزوایل (Ray Kurzweil)، صاحب نظر در زمینه ی تئوری سینگولاریتی، و و رابین هنسون (Robin Hanson)، اقتصاد دان و مدرس در دانشگاه جورج میسون، نشستیم.
این افراد با دلایلی قاطع بر این باورند که نباید از هوش مصنوعی پیشرفته هراس داشت و این هوش هرگز نمی تواند تهدیدی برای انسان ها محسوب گردد و در ادامه قصد داریم سایر استدلال های باقیمانده ی آنها در رابطه با همین موضوع را بررسی نماییم.
۳- تقلید از مغز انسان امری بسیار دشوار و پیچیده است
باستروم و هنسون می گویند برخی بر این باورند پیشرفت علم به حدی شتاب گرفته است که شاید به زودی روزی فرا برسد که بتوان هوش مصنوعی بسیار پیشرفته را با تقلید و شبیه سازی از روی مغز انسان پیاده سازی نمود. آنها می افزایند این گفته شاید در ظاهر ساده و شدنی به نظر برسد ولی در عمل امری بسیار دشوار و دست نیافتنی است.
کامپیوترهای دیجیتالی می توانند رفتارهای دیجیتالی سایر کامپیوترها را به سادگی تقلید نمایند، زیرا بر مبنای قابلیت های یک کامپیوتر رفتارهای آن به صورت قطعی و بدون هیچ دوگانگی یا حتی چند گانگی تعریف شده اند. برای شبیه سازی یک کامپیوتر تنها به پیاده سازی مجموعه یی از دستورالعمل ها و تفاسیر مشخص نیاز است.
اما مغز انسان چنین شرایطی را ندارد و تفاوت های بسیار بیشتری دارد. نورون های مغزی یک ساختار عصبی بسیار پیچیده ی آنالوگ هستند که رفتار های آنها بر خلاف آنچه در مدارهای دیجیتال کامپیوترها رخ می دهد ابداً قابل پیش بینی یا مدلسازی نیست. حتی ایجاد یک مدل سرسری و غیر دقیق از مغز انسان نیز دارای پیچیدگی بیش از حد بوده و عملاً بر مبنای دانش فعلی بشر امکان پذیر نیست و بعید است چنین امری در آینده ی نزدیک نیز صورت بگیرد.
نورون های مغزی یک ساختار عصبی بسیار پیچیده ی آنالوگ هستند که رفتار های آنها بر خلاف آنچه در مدارهای دیجیتال کامپیوترها رخ می دهد ابداً قابل پیش بینی یا مدلسازی نیست
برای اینکه قضیه را بهتر بشکافیم می توانیم اشاره یی داشته باشیم به سیستم های شبیه سازی وضعیت آب و هوا که در علم هواشناسی کاربرد مهمی دارند. ما پیش از این چنین شبیه ساز هایی را تولید کرده ایم و فیزیکدانان درک بسیار دقیقی از تک تک مولکول های موجود در هوا دارند، پس بنابراین باید بتوانیم با شبیه سازی یک مدل از اتمسفر زمین وضعیت آن را تا آینده یی بسیار دور پیش بینی نماییم. اما چنین شبیه سازی بسیار دشوار و حتی غیر ممکن است، یک اشتباه کوچک یا یک تحیلی سطحی و غلط در پیاده سازی آن می تواند به خطاهایی بسیار بزرگتر در مراحل بعدی منجر شود.
اگرچه توانایی کامپیوترهای ما در طول سال های اخیر بسیار پیشرفت کرده اند و حالا ابر رایانه هایی بسیار قدرتمند در اختیار داریم ولی در زمینه ی مسائلی مانند آب و هوا تنها توانسته ایم شبیه سازهایی را پدید بیاوریم که پیش بینی هایی تا حدودی دقیق را ارائه می نمایند و می توانند الگوهای جوی آینده را با یک ضریب خطای مشخص حدس بزنند.
شبیه سازی یک از مدل مغز در راستای ایجاد هوش مصنوعی مشابه انسان به مراتب پیچیده تر از مثالی است که در مورد سیستم های پیش بینی وضعیت آب و هوا مطرح شد و ابداً نمی توان انتظار داشت در آینده یی نزدیک دانشمندان ما به چنین سطحی از توانایی علمی دست پیدا نمایند.
۴- در به دست آوردن قدرت ارتباطات مهم تر از هوش است
باستروم در گفته های خودش اشاره می نماید اگر به نحوه ی عملکرد ساختار جامعه ی انسانی بیاندیشیم، به وضوح مشاهده می کنیم که در این جامعه هوش بالا برای به دست آوردن قدرت کفایت نمی کند. برای مثال می توانیم به کشوری مانند آمریکا نگاه کنیم، در این کشور راس هرم قدرت در دست ریاست جمهوری آن است و تا کنون افرادی همچون رونالد ریگان، بیل کلینتون و جورج دابلیو بوش توانسته اند این سمت را کسب نمایند.
این افراد صرفاً به خاطر هوش بالایشان راس قدرت این کشور را تصاحب نکرده اند و چه بسا ضریب هوشی شان مشابه سایر افراد جامعه بوده است، آنچه آنها را به قدرت رسانده، شامل روابطشان با سایر چهره ی توانمند و جذابیت موجود در رفتار و گفتارشان برای دیگر افراد می شده است.
باستروم می افزاید برای به قدرت رسیدن ماشین های هوشمند لازم است این اصل در ساختار جامعه ی انسانی دچار دگرگونی شود، اگر در آینده روزی فرا برسد که ماشین ها بتوانند اصل یاد شده را به شکل موثری تغییر دهند و آن را حذف نمایند شاید بتوان احتمالی را برای به قدرت رسیدن آنها در نظر گرفت.
در سوی دیگر دانشمندان دارای بهره ی هوشی بالا نقش مهمی را در ابداعات منتهی به تکنولوژی های قدرتمند مانند بمب اتم ایفا کرده اند. اما این دانشمندان بدون بهره گیری از کمک های مالی و حمایت های دولتمردان و سازمان های بزرگ هرگز قادر به پیشرفت در مسیرهای تحقیقاتیشان نمی شدند، کسانیکه اولین بمب اتمی را طراحی و تولید کردند حمایت رسمی فرانکلین روزولت -رئیس جمهور وقت ایالات متحده- را در پشت سر خود داشتند. هوش مصنوعی فرا انسانی نیز در بهترین شرایط در ساختار فعلی جامعه ی ما می تواند نقش دانشمندان پیشرو را ایفا کند.
تسلط هوش مصنوعی فرا انسانی بر پهنه ی کره زمین و در دست گرفتن امپراطوری کل این سیاره ی خاکی مستلزم همکاری هزاران انسان با آنها خواهد بود. فراموش نکنید اگر هوش مصنوعی بد اندیش و بد سگال باشد بازهم نمی تواند یک خطر جدی محسوب شود، زیرا دانشمندن بسیاری بوده اند که علی رغم دارا بودن هوش بسیار بالا و ذات بد هرگز نتوانسته اند بدل به تهدیدی جدی برای نسل بشر گردند.
لازمه ی تصاحب قدرت نیازمند روابط طولانی صمیمانه با سایر کسانی است که در بالای این هرم قرار دارند و همینطور الزام به داشتن پشتیبانان وفادار را نمی توان فراموش کرد، یک برنامه ی کامپیوتری که فاقد هر نوع ارتباط و پشتیبان انسانی است شانس زیادی در به قدرت رسیدن نخواهد داشت.
همین نقطه نظرات می توانند در مورد فرضیه ی Singularity نیز صدق نمایند، بر مبنای این فرضیه ممکن است روزی فرا رسد که کامپیوترها انقدر هوشمند شوند که ما انسان ها قادر به درک و تجزیه و تحلیل آنچه که انجام می دهند نباشیم، اما در این بین نباید این نکته را فراموش کرد که ایده ها و ابداعات قدرتمند شامل مواردی که قابل درک توسط مخترعانشان و همینطور سایرین نبوده اند نمی گردند.
۵- هر چه هوش مصنوعی در دنیا فراگیرتر شود ارزش آن کمتر خواهد شد
شاید برخی این فرضیه را مطرح کنند که کامپیوترها می توانند از هوش فرا انسانی خود بهره گرفته و به ثروتی بسیار زیاد دست پیدا نمایند و سپس از این ثروت انبوه برای به طمع انداختن انسان و وادار کردن وی به انجام کارهایی در راستای اهداف خود بهره بجویند. اما چنین فرضیه ای یک اصل مهم در اقتصاد را نادیده می گیرد، این اصل می گوید هر چه فراوانی منبعی بیشتر شود ارزش آن کمتر خواهد شد.
یک اصل مهم اقتصادی می گوید هر چه فراوانی منبعی بیشتر شود ارزش آن کمتر خواهد شد.
شصت سال پیش میلیون ها دلار باید هزینه می کردیم تا کامپیوتری را به دست بیاوریم که تواناییش حتی یک صدم تلفن های هوشمند امروزی نبود. اما کامپیوترهایی که در حال حاضر در اختیار داریم بسیار توانمند تر از نسل های پیشین خود هستند و قدرت پردازشی و محاسباتی آنها به مراتب افزایش یافته در حالی که قیمتشان به شدت تنزل پیدا کرده است.
از همین رو شاید اولین کامپیوتر فوق هوشمند بتواند پول زیادی را به تصاحب خود در بیاورد، اما این مزیت وی در زمان کوتاهی به امری بی ارزش بدل می گردد. هزینه ی تولید کامپیوترهای هوشمند به صورت دائمی تنزل خواهد نمود و افراد بیشتری هر روز کامپیوترهای بهتر و قوی تری در اختیار خواهند داشت لذا چنین قابلیتی عمومی شده و ارزش خودش را از دست می دهد.
در دنیایی که هوش مصنوعی دچار فراگیری و گستردگی شود مسلماً ارزش آن چندان زیاد نخواهد بود و کسانی که آن را در راستای کاربردهای مفید به کار خواهند گرفت بسیار بیشتر از افرادی هستند که این مسئله را از جنبه ی منفی به کار خواهند بست و کماکان منابع ارزشمند مواردی خواهند بود که دارای محدودیت واقعی اند، چیز های مانند نفت یا فلزات معدنی، و از آنجایی که این منابع توسط نظارت مستقیم انسان ها مدیریت می شوند قدرت یافتن یک هوش فرا انسانی مبتنی بر کامپیوترها باز هم بیش از گذشته امری نامحتمل به نظر می رسد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.




اخیش تیترو خوندم گفتم بازم عکستون وحشتناکه ولی دیدم درست کردین انگار :)
موضوع پیروزی نیست ... موضوع بیکاری هست که حتمیه ... کدوم شرکت یک اتوماسیون اداری پیشترفته با هوش رو ول خواهد کرد و به جاش کلی نیرو استخدام کنه ؟!؟ ...
کدام کس به جای ماشین گوگل به راننده تاکسی
پول میده .. ؟ .. غیر از شغل های مدیریتی و احساسی ..که مستقیما به انسان مربوط هستند . بقیه شغل ها حذف میشند به مرور و کلی مردم بیکار .. اینه تهدید .. اگر نه هیچ برنامه نویسی نمیاد غریزه برتری طلبی رو بنویسه ! .. اما به توجه به روند افزایش جمعیت و روند افزایش عمر افراد توسط علم پزشکی .. وقتی یک متخصص با تجربه 50 سال و ویژگی های جسمی یک جوون ... با ابزار های تمام اتومات هوشمند وجود داره کی میره نیره میگیره ؟ .. باید ازدواج و تولید مثل رو کم کنیم .. فرزند بیشتر ، بدبخت بیشتر در آینده !
قضیه رو با خلقت ما توسط خدا مقایسه نکنید !
مثل اینه که بچه ـت تو رو بکشه !
این غیر ممکنه آیا؟
اون خلق توسط خدا با این بوجود اوردن زمین تا اسمون فرق داره
اين مقاله از پايه غلطه
همه دلايلش رو اينه كه سخته و پيچيده. خوب تكنولوژي كه در جا نميزنه. حالا ده سال نه صد سال. ولي همه مي دونيم اينكه يه روز تكنولوژي به جايي برسه كه هوش مصنوعي مثل مغز انسان كار كنه غير ممكن نيست
از پایه غلطه؟!
احتمالا منظور شما این نبود که از پرفسور نیک باستروم، صاحب نظران و اقتصاددانان و ... بیشتر میدونید!! قطعا این همه افراد علمی و تحصیل کرده به خوبی میدونن که تکنولوژی در جا نمیزنه! اما دلایل اونها علمیتر و قابل تاملتره. برای نقض مقاله کاش دلیل محکمتری میاوردید، و الا این که گفتید: "همه می دونیم اینکه یه روز تکنولوژی به جایی برسه که..." فکر نمیکنم همه اینو بدونن. واقعا از کجا باید بدونن ؟ و چه دلایل منطقی وجود داره؟
اگه بخوایم بگیم یه روزی مثلا ۲۰۰ سال دیگه انسان موفق میشه از مغز در هوش مصنوعی استفاده کنه، یه نکته رو فراموش کردیم. این که مغز انسان در حال پیشرفته، اگه دقت کنیم میبینیم که مغز انسانهای امروزی نسبت به انسانهای ۱۰۰ سال قبل پیشرفتهتره و این برمیگرده به همون نظریه داروین یا نظریه تکامل که میگه یک نسل قوی، نسل به نسل قویتر میشه. بنابراین اگه انسان الان شروع کنه کارکرد مغز رو مورد تحلیل قرار بده، و n سال بعد بهش برسه و اون رو بر روی یک ربات اعمال کنه، این ربات به اندازه n سال از انسان عقبه چون تو این n سال مغز انسان ها پیشرفته تر شده. تازه همه این فرضها بر مبنای اینه که بشه از مغز الگوبرداری کرد و مکانیزمشو شبیه سازی کرد که همین هم در حال حاضر بعید و غیر ممکنه.
رئیس جان راست میگی ولی بعضی چیزا هستن ذاتا محالا مثل توقف زمان یا رسیدن به سرعت نور. این مقوله هوش مصنوعی هم فک کنم تو همین دسته باشه...
البته خیلی چیزای دیگه م بودن که 500 سال پیش محال بنظر میرسیدن ولی الان اختراع شدن...
نمدونم
كوچيكه شمام
دقيقا حرف منم همينه. به قول يه بنده خدايي فقط غير ممكن غير ممكنه. البته اين به اين معني نيست كه هوش مصنوعي ترسناكه. ولي اينكه مغز انساني پيدا كنه به نظر من دير يا زود ممكنه
بابا فقط دارين ميگين امكان نداره و از اين قبيل حرف ها
اگر تكنولوژي رو يه فرمول در نظر بگيريم هميشه متغير هايي هست كه دنيا رو تغير ميدن...
كي فكرشو ميكرد اپل جرعت كنه يه موبايل لمسي بده و براي نوكياي كبير شاخ و شونه بكشه؟ در حالي كه الان گوشي ها تمام لمسي هستند
يا كي فكرشو ميكرد قراره يه روزي كامپيوتر ساخته شه؟
مطمعن باشين كه شايد حتي امكان داره تا بيست سال ديگه اين اتفاق رخ بده...
اما باز هم انسان ها پيروز ميشن
هميشه هم همين بوده :)
هوش مصنوعي قطعا نمي تواند بر انسان سلطه پيدا كند . چرا كه هر چه قدر هم پيشرفت كند باز هم زاده ي دست انسان است و اين يعني اين كه هيچ شانسي در برابر انسان ندارد . حتي انسان هم با تمام قدرت و اختياراتي كه دارد نمي تواند بر خالق خود حتي ذره اي آسيب وارد كند . و اين يعني اصل برتري خالق بر مخلوق ...
نون بازوتو بخور ...
قضيه چيه؟ باز اين دوغ مقاله كپي كرده؟
آره دیگه ...
ولی من درگیر این شدم که با توجه به درخواست خوانندگانشون تصمیم به این کار گرفته -))
مقاله جالبی بود . سپاس.
بیشترین چالش هوش مصنوعی همون خود آگاهی خودش هست که بسیار پیچیدش میکنه.
تنها دليل اينكه انسان نميتونه خودآگاهي به كامپيوتر ها بده اينه كه نميتونه خودآگاهاي خودش رو اثبات كنه :))
دوست گرامی همین که شما در مورد خودت میتونی فکر کنی میشه خود آگاهی. این که ار چه چیز هایی تشکیل شدی. این که بدونی تکامل پیدا کردی یعنی خود آگهی. حتی میتونی در مورد عقل و جسم خود انسان هم بحث کنید میشه خود آگاهی.
هوش مصنوعی به این خود آگاهی هم نیاز داره که بدونه یک هوش مصنوعی هستش. مطمئنا با این پیشرفت سرسام آور دنیا این چالش هم برای هوش مصنوعی برطرف میشه. با این پیشرفت هوش مصنوعی رو هم میبینیم ;)
چیزی که بدیهی باشه نیاز به اثبات نداره برار.
والا تا الان خیلی به تحقیقات گوگل و مخصوصا ibm در حوزه شبیه سازی مغز انسان امیدوار بودم اما اینجور که این اساتید میگن فعلا فقط جنجال رسانه ایه ظاهرا...
ميدونم جاش نیست ولی اینجا بهتر جواب میدن، ميخواستم لومیا 925 بخرم، ارزششو داره؟ صفحه نمایش کوچک برام مهمه + کیفیتش. ميخوام کوچ کنم به وینفون :-)