ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

تکنولوژی

دژاوو چیست و به چه علت رخ می دهد؟

آشناپنداری یا همان دژاوو اتفاقی نادر است اما زمانی که رخ می دهد به خوبی می توان آن را حس کرد. زمانی که برای نخستین بار قدم به یک شهر جدید می گذارید، امری آشنا ...

Maryam Mousavi
Maryam Mousavi منتشر شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۴  |  ۲۳:۳۰

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

آشناپنداری یا همان دژاوو اتفاقی نادر است اما زمانی که رخ می دهد به خوبی می توان آن را حس کرد. زمانی که برای نخستین بار قدم به یک شهر جدید می گذارید، امری آشنا به ذهنتان خطور می کند و شما را برای لحظه ای به فکر فرو می برد. با خود می گویید: «حتما قبلا اینجا بوده ام.»

اما اینطور نیست. پس چه اتفاقی باعث به وجود آمدن این حس می شود؟

حقیقت این است که هیچکس علت واقعی بروز این حس را نمی داند. دژاوو در اصل یک کلمه فرانسوی به معنای «پیشتر دیده شده» است؛ حس آشنایی با امری کاملا تازه که در اعماق مغز ما پنهان شده است. مطالعه در مورد این پدیده امری کاملا دشوار است زیرا اغلب مردم زمانی که این حالت را تجریه می کنند نه در آزمایشگاه حضور دارند و نه اینکه انبوهی از دستگاه های پایش مغز به آنها متصل شده.

در ادامه این مطلب با دیجیاتو همراه باشید.

مدت های طولانیست که پژوهشگران در پی پاسخگویی به این سوال هستند و از سال 1888 میلادی تا کنون به دنبال یافتن راهی برای توصیف تجربه دژاوو، بیماران مبتلا به صرع را مورد آزمایش قرار می دهند.

در جریان آزمایشات صورت گرفته مشخص شد بیمارانی که به انواع مختلفی از بیماری صرع مبتلا هستند نسبت به آنهایی که از این اختلال عصبی رنج نمی برند، بیشتر چنین حالتی را تجربه می کنند.

تحقیقات انجام گرفته روی آن بیماران نشان داد که حس آشناپنداری یا دژاوو در این افراد احتمالا به خاطر بروز حمله در لوب تمپورال رخ می دهد؛ بخشی از مغز که به درک حسی، تولید کلام و حافظه ارتباط پیدا می کند.

نقش لوب تمپورال در بروز دژاوو

در جریان یکی از این حملات ارسال سلول های عصبی با اختلال روبرو می شوند و پیام های به هم ریخته ای برای بخش های مختلف بدن ارسال می شود. اگر بخواهیم به صورت ساده تر بگوییم در این افراد دژاوو به خاطر اتصال رشته های عصبی شان به یکدیگر رخ می دهد.

برخی از دانشمندان باور دارند که موارد مشابه به این نوع اختلالات عصبی (نوعی قطعی سیستم بدن) مغز انسان را از هرگونه حمله خالی کرده و باعث می شود که فرد بدون هیچ دلیل خاصی این حس آشنایی را تجربه کند.

فرضیه دوم هم به نوع دیگری از اختلالات مغزی اشاره دارد و به گفته آنی کلیری استاد روانشناسی یادگیری در دانشگاه کلورودا این بار اما مشکل به حافظه باز می گردد.

به گفته وی چیزی در شرایط یا محیط تازه وجود دارد که حافظه مربوط به گذشته مشابه را فعال می کند اما مغزهای ما توان یادآوری آن را ندارند.

ارتباط حافظه دراز مدت با دژاوو

کلیری برای توضیح بیشتر تصمیم می گیرد که مثالی در این رابطه بیاورد:

تصور کنید که برای نخستین بار از پاریس دیدن می کنید و تصمیم می گیرید که به موزه لوور بروید. چشمانتان به هرم شیشه ای غول پیکری می افتد که در حیاط موزه قرار دارد و به ناگاه آن حس عجیب به سراغتان می آید.

در آن لحظه مغز شما از یادآوری خاطره ای که می تواند توضیح مناسبی برای این موضوع باشد باز می ماند: چند ماه قبل احتمالا به تماشای رمز داوینجی نشسته اید، فیلمی که نگاهی نزدیک دارد به هرم لوور.

کلیری می گوید ناتوانی در یادآوری آن تجربه خاص باعث می شود که صرفا همین حس آشنایی را با موقعیت فعلی خود تجربه کنید.

این دانشمند گمان می کند که حس آشناپنداری یا دژاوو از توانایی ما برای یادآوری پیکره بندی مکانی محیط پیرامونمان نشات می گیرد و برای تست این فرضیه تصمیم می گیرد که آن را در محیط آزمایشگاهی به وجود آورد.

او و تیمش با استفاده از بازی شبیه سازی شده سیمپسون ها دو صحنه یکسان را در لوکیشن های مختلف ایجاد می کنند. نخستین صحنه به یک منطقه روستایی مربوط می شود که درختی در مرکز آن قرار دارد و گیاهان مختلفی آن را احاطه کرده اند و گلدان هایی هم روی دیوار آویزان شده اند. صحنه دوم موزه ای را نشان می دهد که در آن مجسمه ای از همان درخت در مقیاس بزرگ تر قرار دارد و گیاهان مختلف نیز آن را در احاطه خود دارند و سبدهایی از گل نیز با دیوارکوب به دیوارها متصل شده اند.

زمانی که شرکت کنندگان در این آزمایش اتاق دوم را دیدند اعلام کردند که حسی شبیه به دژاوو را تجربه کرده اند اما نتوانسته بودند که آن را به زمان دیدن اتاق نخست ارتباط دهند.

دژاوو یا آشناپنداری درخت

کلیری می گوید:

زمانی که مردم صحنه ای با نمای مشابه را می بینند این حس آشنا بودن را تجربه می کنند اما نمی توانند بفهمند که علت بروز چنین احساسی چیست.

یک توضیح محتمل دیگر هم برای این مساله وجود دارد که به سال 1928 باز می گردد. در آن دوران ادوارد تیچنر روانشناس با ذکر مثالی در مورد عبور کردن از یک خیابان این پدیده را توصیف نمود.

طبق گفته او:

زمانی که ما شروع به رد شدن از خیابان می کنیم به صورت غریزی به سمت چپ نگاه می کنیم اما اگر چیزی در سمت راست توجه مان را به خود جلب نماید سرمان را به آن سمت باز می گردانیم.

پس از آنکه مجددا نگاهمان را به سمت چپ معطوف کردیم، مغزمان احتمالا نگاه نخست را فراموش کرده و نگاه دوم نوعی حس آشنایی را در ما به وجود می آورد چراکه در این مورد واقعا چنین صحنه ای را دیده ایم.

در بسیاری از موارد افراد نمی توانند توضیحی برای علت بروز این پدیده ارائه دهند. در مواقعی که نامی اصطلاحا سر زبانمان است اما نمی توانیم بیانش کنیم هم همین اتفاق رخ می دهد. مطمئن هستیم که واژه ای را می دانیم اما نمی توانیم آن را به بخش جلویی مغز خود بیاوریم.

زمانی که یادآوری آن عبارت با شکست روبرو می شود حافظه انسان روش دیگری را برای اطلاع دادن از این حقیقت که چیزی مرتبط با آن وجود دارد اتخاذ می کند. در واقع چیزی در مغزمان وجود دارد که دوست داریم به دنبالش بگردیم.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
نظرات ثبت شده (53 مورد)
  • Morteza Farhoomand

    سلام من بعضي موقع ها تا چند صدم ثانيه جلوتر و ميفهمم . بعضي موقع ها تا ٢يا ٣ثانيه .ولي ميدونم دقيقا چي ميخواد بشه.نه اينكه شبيهش و ديده باشم.

  • محمد حسین

    برای من اتفاق افتاده که یع اتفاق چند بار اتفاق افتاده یعنی بار اول معمولی بعد بار دوم احساس اولو داشتم یعنی تکراری بود بعد بار دیگر اتفاق افتاد ومن حس کردم در بین واقعیت وتکرار گم شده ام یعنی احساس میکردم یه اتفاقو یه بار برام اتفاق افتاده یهبار هین اتفاق بیاد اوردم و این به یاد اوردن نو بیاد داشتم بهتر بخوام بگم یه احساس میکردم یه کارو چند بار تو یع زمان انجام دادم همشونم یادم بود و نمیدونستم واقعیت یا رویا

  • mari

    دقیقا.من هم گاهی این حس رو دارم. احساس میکنم تو همون موقعیتم و یه لحظه برمی گردم دنیا.
    3 ثانیه هنگ میشم ولی

  • یاسین

    بابا بیان راحت بگین به خاطر وجود روح در بدنه و خودتونو خلاص کنید ....آشنا پنداری هیچ ربطی به بیماران مغزی نداره برای همه اینجوریه مخصوصا در دوران نوجوانی و همچنین هیچ ارتباطی با گذشته نداره ..من خودم بارها این حالت برام پیش اومده و حتی تونستم جمله بعدی طرف مقابلم رو صدم ثانیه قبل اینکه بگه حدس بزنم .یه جورایی مثل اون حالتی که observer ها تویه سریال fringe انجام میدادن ولی درحد بسیار بسیار خفیفش اونم یه جمله کوتاه .....این جماعت ( تمدن غرب ) برای فرار از موجودیت روح دست به هر کاری میزنه ..این یکی حتی توجیهاتش هم عقلانی نبود

    • Me

      ناموسا زیاد فکر نکن

  • همایون

    بهترین توجیه این پدیده همین قسمت شبیه سازیه مغز هستش . چرا؟
    چون من هم اکنون دانشم آموز دوم دبیرستانم و دبیرمون مثال هایی که از رویای صادقه زد ، این بود که تو کلاس در حال درس دادن فکر کرده صحنه دوباره تکرار شده ... خب دبیرمون ۳۰ سال تجربه تدریس داره و خیلی ممکنه شبیه سازی تو مغزش صورت بگیره برای منم هم همین شبیه سازی اتفاق افتاده...

  • مجید

    چه چرت و پرتی گفته اون کلیری ... اختلال چیه .... یه حس اشنا .. بابا قشنگ تصاویر برات زنده میشه انگار بودی دیدی ... اگه اینطوری باشه هر روز باید این حسو بهمون بده .... این همه ادم میبینیم قیافشون اشناست بعد میفهمیم که شبیه یکی از دوستامون بووده ... ولی این حس بهمون دست نمیده ...... این همه جای اشنا ادم میبینه ... بحث اینه که چند ثانیه زندگیت تکرار میشه اینقدر ادم میره تو هپروت که نمیتونی حرف بزنی فقط مات و مبهوت میشی ...

  • عارف

    مطلب بدی نبود غیر از استدلال دوم که تا حدی خوب بود بقیه چندان نه....
    اما بازم استدلال دوم کاملا قابل قبول و توجیه کننده نیست... گاهی وقتا این پدیده حتی میتونه چند ثانیه بعدو پیش بینی کنه.... مثلا خود من شده یه بار یه چیزیو ببینم که برام آشنا بوده، همون لحظه هم اتفاقی که بعدش تو ذهنم بود افتاد... پس این چجوری توجیه میشه؟؟؟
    بیخود نیست که این مساله تا به حال هیچ توجیه دقیقی نداشته

  • اشکان

    خواب که میبینید صحیح هست شما بعد از خواب بعد از رها کردن جسم انرژی درونتان یا همان روحتان جدا شده و در دنیای موازی با اینجا که بعد 4 هست در حال چرخش هستید.

  • paym

    چیزی در این دنیا و کیهانی که هستیم خارج از علم و و قوانین نیست.
    این اتفاق خیلی خیلی زیاد به صورت واضح نه اینکه حس آشنا پنداری داشته باشم برام رخ داده برای همین دیگه باورش دارم، برای همین معمولا خواب هامو سعی می کنم به خاطر بسپارم ، مثلا خواب دیدم که برای انجام کاری یک تصمیم خاص گرفتم و کاری رو انجام دادم که پیامدش اتفاقات ناگواری بود ، اون شرایط و دقیقا همون تصمیم برام توی بیداری رخ داد و با پیش زمینه ای که داشتم تصمیمی که به نظر درست بود رو نگرفتم و اتفاقات بهتری در بیداری برام رخ داد.
    خب از نظر علمی ما واقعا چیزی برای گفتن نداریم که بتونیم این مسائل رو اثبات کنیم مثلا علم ثابت کرده نور بیشترین سرعت رو در جهانمون داره اما علم کوانتوم ثابت کرده که اگه دو جسم مثلا دو الکترون با هم یک اتفاق رو با هم تجربه کنن اونها برای همیشه یک ارتباط خواهند داشت که اگر حتی میلیارد میلیارد سال نوری هم از هم فاصله داشته باشن اتفاقاتی که روی الکترون اول میفته روی الکترون دوم هم کمتر از هزارم ثانیه تاثیراتش رو میذاره که برای انتقالش به وسیله نور میلیارد میلیارد سال نوری زمان لازم داره، دقیقا مثل حس دوقولوهایی که از هم دورن ولی متوجه احساسات هم میشن ، خب علم نمیتونه به اینا فعلا پاسخ بده اما تمام این مسائل بالاخره مشخص میشه.

  • island

    من هم توجیه علمی شو دوست دارم هم توجیه متافیزیکی و شاید فیزیکی شو.

    ولی این قضیه ی صرع و بیماری ها هم خیلی جالبه برام.
    یه پست درباره ش تو وبلاگم داده بودم قدیما (درباره ی حلاج و ونگوگ!!)

    سپاااااااااااس دیجیاتو

نمایش نظرات بیشتر
مطالب پیشنهادی